|
ولايت فقيه ضامن امنيت پايدار كشور است
برجسته ترين وجوه و ابعادي كه براي امنيت پايدار در مكتب امنيتي امام خميني(ره) متصور بود، از متن راهبردها و فرموده هاي امام و رهبري استخراج شد كه چكيده نهايي آن عبارت است از:- بهر ه مندي هر فرد در جامعه اسلامي از آزادي هاي قانوني و مشروع در جهت رشد و تعالي مادي و معنوي، بدون هيچ گونه مانع و تهديد و متناسب با كرامت انساني و...
برچسبها: سیاسی, مقالات ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط رامین چرومی در یکشنبه هجدهم دی 1390 و ساعت 18:58 در فتنه ناخالص ها گرفته مي شوند
فتنه از لغت فتنه، «فتونن» به معناي گرفتن ناخالصي از طلاي ناب است يعني، به هنگامي كه زرگر طلا را ذوب مي كند كه عيارش را خالص كند و ناخالصي هايش را بگيرد، مي گويند فتنه. در چهار سوره قرآن، خداوند، داستان سامري را به عبارات مختلف تفسير و تبيين مي كند.
برچسبها: سیاسی, مقالات ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط رامین چرومی در یکشنبه هجدهم دی 1390 و ساعت 18:56 اصلاح طلبان هروقت كم مي آورند از دشمنان كمك مي گيرند
برچسبها: سیاسی, مقالات ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط رامین چرومی در یکشنبه هجدهم دی 1390 و ساعت 18:56 الگويي براي وحدت به نفع امنيت پايدار/رسول سنايي راد
معاونت سياسي نمايندگي ولي فقيه در سپاه در روزهاي 13 و 14 دي ماه سال جاري ميزبان دومين همايش مشترك مديران و هاديان سياسي در نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران بود. شركت كنندگان در اين همايش، طي دو روز از برگزاري آن، از آخرين تحليل ها پيرامون رويدادها و مسائل و موضوعات مختلف سياسي در سطوح ملي، منطقه اي و بين المللي آگاه شدند و اخبار مربوط به مسائل حوزه مأموريتي خويش را دريافت داشتند.
برچسبها: سیاسی, مقالات ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط رامین چرومی در یکشنبه هجدهم دی 1390 و ساعت 18:55 مرحله اول هدفمندي يارانه ها باوجود برخي كاستي ها موفق اجرا شد
برچسبها: سیاسی, مقالات ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط رامین چرومی در یکشنبه هجدهم دی 1390 و ساعت 18:53 هدف همايش، هماهنگي و انسجام هاديان سياسي نيروهاي مسلح است
در مقطعي كه دشمنان نظام اسلامي، جنگ نرم تمام عيار را عليه انقلاب اسلامي به راه انداخته اند، ضرورت دارد كه همه توانمندي ها و ظرفيت هاي فرهنگي جامعه، ازجمله نيروهاي مسلح كه وظيفه حفاظت، نگهباني و پاسداري از انقلاب اسلامي را برعهده دارند، در راستاي مقابله با تهديدات نرم دشمن وارد عمل شوند.
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط رامین چرومی در یکشنبه هجدهم دی 1390 و ساعت 18:52 جريان شناسي كساني كه آمده اند؟/حسين عبداللهى فر
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط رامین چرومی در یکشنبه هجدهم دی 1390 و ساعت 18:52 علل گرایش ایرانیان به تشیع وروند گسترش آن درایران
مقدمه یکی از دغدغه های مهم پژوهشگران مسئله تشیع مردم ایران است .که در این خصوص نظرات مختلف ومتفاوتی ارائه شده است .پژوهش دراین مسئله پس از استقرار صفویان ورواج مذهب تشیع درایران عموماً از سوی خاورشناسان انجام شده است وآ نان با بررسی این موضوع به نتایج مختلفی رسیده اند .ایرانیان ازدورۀ خلیفه دوم به تدریج مسلمان شده اند ایران وبطور نسبی بایستی گرایش سنی داشته باشند اما بااین وجود چرا مذهب اکثریت مردم ایران تشیع آن هم اثنی عشری است ؟درپاسخ به این پرسش باید به دونکته توجه کرد: عوامل شیعه شدن ایرانیان کدامند؟ این عوامل چگونه درطول زمان ومراحل مختلف به اوج خود رسید تاجایی که اکنون اکثر مردم ایران شیعه می باشند! دوپرسش فوق باعث پژوهشهای گسترده درحوزه شیعه گرایی ایرانیان شده است که در ذیل اهم نظریات ارائه شده توسط پژوهشگران ایرانی وغیر ایرانی می آید : الف: ایرانیان به خاطر عادت به حکومت موروثی درادوار تا ریخ ،به رهبری موروثی اعتقاد پیدا کرده اند وپس از اسلام نیز اندیشه خود را مطابق با امامت ورهبری امام علی (ع) و اولاد او دیدند [1] ب: ایرانیان باستان حکومت را آسمانی وموهبت الهی می دانسته اند ،پس از پذیرش اسلام اندیشههای خود را با مذهب تشیع منطبق یافتند [2] ج: از دواج امام حسین با شهر بانو دختر یزدگرد سوم [3] د: اساسا" تشیع واکنش تند ایرانیها دربرابر اعراب مهاجم بود به ویژه بنی امیه که نسبت به امویان که اکثراً ایرانی بودند رفتار خوبی نداشتند وهمین رفتار باعث روی آوردن ایرانیان به تشیع شد تا به این وسیله آئین زدرتشتی را درپوشش تشیع حفظ نمایند نویسندگان بسیاری دررد این نظرات پاسخ گفته اند به اجمال باید گفتن که تشیع سابقه ای فر اتر ازایران دارد درواقع تشیع خاستگاه عربی دارد نه ایرانی ولفظ شیعه اول بار توسط پیامبر بر یاران علی (ع) نهاده شد . [4] هسته اولیه تشیع پنج نفر بوده اند علی (ع) سلمان ،ابوذر ،عمار ،مقداد.روند گرایش ایرانیان به تشيع تدریجی بوده از همان قرن اول به تدریج ادامه داشته ونایتا ً دردوره صفویه به تکامل رسیده است .رسول جعفریان مورخ معاصر بارد دیدگاهی ارائه شده قائدل است به اینکه مراحل تطور وگسترش درایران را به چهار مرحله تقسیم می کند وآنان را در هر مرحله متاثر از خارج از ایران می داند وی می نویسد: نوبت اول ،مهاجرت طایفۀ اشعری ها از عراق به قم به نوبه خود هسته اصلی تشیع درایران بوده است درنیمه دوم قرن اول نوبت دوم ،تأثیر مکتب دوشیخ بزرگ شیعه ،مفید وطومی دربغداد ونجف بر تشیع وی وحیال ایران که طی قرن پنجم رخ داده است نوبت سوم ،تأثیر مکتب حلّه وحلب وبه طور مشخص علامه حلی برتشیع ایرانیان دردوره ایلخانیان مغول است نوبت چهارم ،تأثیر شامات ،وبا تأکید برجبل عامل وعراق برایران دردوره صفوی است .[5] ایرانیان نه براساس توهمات برخی خاورشناسان ومتعصبین ، تشیع رامانند اسلام با شناخت وآگاهی درست انتخاب کردند شهید مطهری دراین زمینه می نویسد :ريا «حقیقت این است که علت تشیع ایرانیان وعلت مسلمان شدن آنان یک چیز است :ایرانیان روح خود را با اسلام سازگار دیده وگم گشته خویش را دراسلام یافت .مردم ایران که طبعاً مردمی با هوش بودند،به علاوه سابقه فرهنگ وتمدن داشتند وبیش از هر ملت دیگر نسبت به اسلام شیفتگی نشان دادند وبه آن خدمت کردند.مردم ایران بیش از هر ملت دیگر به روح ومعنی اسلام توجه داشتند به همن دلیل توجه ایرانیان به خاندان رسالت از هرملت دیگر بیشتر بود، از این رو تشیع درمیان ایرانیان نفوذ بیشتری یافت یعنی ایرانیان روح اسلام ومحتوای اسلام را نزد خاندان رسالت یافتند ،چرا که فقط خاندان رسالت بودندکه پاسخگوی پرسش ها ونیازهای واقعی روح ایرانیان بودند.آن چیزی که بیش از هر چیز دیگر روح تشنه ایرانی را به سوی اسلام می کشید ،عدل ومساوات اسلامی بود.ایرانی قرنها از این نظر محرومیت کشیده بود وانتظار رفع آن را داشت .آنها دیدند ،آن عدالت وصفا ومساوات اسلامی که روح تشنه آنها را سیراب می کند تنها درخاندان رسالت یافت می شود .» [6] ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط رامین چرومی در شنبه سوم دی 1390 و ساعت 17:46 احترام به قرآن با توجه به فرامين خداوند در ابعاد مختلف محقق میشود
احترام حقيقی به قرآن كريم هنگامی محقق میشود كه بندگان رهنمودهای آنرا
نصبالعين و فرامين خداوند را در ابعاد مختلف زندگی مورد توجه قرار دهند.
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط رامین چرومی در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390 و ساعت 7:25 اسلام در اروپا (2)
اسلام در اروپا (2)
نويسنده: وحيد محمودي * مذاهب فقهي انگلستان اهل تسنن بيشترين جمعيت مسلمانان را تشکيل مي دهند و خود به فرقه هاي بزرگي تقسيم مي شوند؛ احناف: از آنجايي که اکثريت جمعيت مسلمانان انگلستان را مهاجران هندي تشکيل مي دهند و گرايش بيشتر مسلمين هند به مذهب حنفي است، در نتيجه بيشتر اهل تسنن هند از احناف مي باشند.اهل حديث: بيشتر صبغه ي حنبلي دارند. بانيان اين جنبش در بريتانيا دو شخصيت مذهبي با نام هاي شاه ولي الله و محمد بن عبدالوهاب هستند از ديگر بنيانگذاران و پيش قراولان اهل حديث مي توان از سيد نظر حسين، بنيان گذار مدرسه اهل حديث در دهلي نام برد.(1) شيعيان: اقليت کوچکي از مسلمانان هندي الاصل را تشکيل مي دهند. شيعيان در انگلستان تقريباً اقليت مطلق هستند. جداي از شيعيان هند و پاکستان بيش از 35000 ايراني شيعه در اين کشور زندگي مي کنند.(2) جنگهاي صليبي جنگهاي صليبي سبب نوعي هراس از اسلام در بين مسيحيان اروپا گرديد، بعد از اين جنگها زعماي کليسا براي مقابله با نفوذ و گسترش اسلام در کشورهاي مسيحي دستور آشنا شدن کشيشان و همچنين دانشگاهيان با منابع اسلامي و همچنين زبان عربي را صادر کردند و از اين زمان به بعد است که کتابهاي متعددي بر عليه اسلام و مسلمين نوشته مي شود. جنگ هاي صليبي سبب آشنايي اروپاييان با فرهنگ و تمدن مسلمين و در نتيجه بوجود آمدن عصر رنسانس مي شود، و اين جنگها نه تنها تأثير چنداني در گسترش اسلام در اروپا نداشته بلکه بر عکس باعث گسترش مسيحيت در شرق مي شود.(4) ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط رامین چرومی در چهارشنبه نهم شهریور 1390 و ساعت 10:50 اسلام در اروپا (1)
اسلام در اروپا (1)
نويسنده: وحيد محمودي *
کليد واژه مقدمه در جريان دوم جنگهاي صليبي را در پيش رو داريم که به زعم مؤلف تأثير چنداني در انتشار اسلام در اروپا نداشته است. اما شايان ذکر است که اين جنگهاي طولاني که باعث ريخته شدن خون انسانهاي زيادي شد سبب آشنايي غربيان با فرهنگ و تمدن اسلامي و در نتيجه به وجود آمدن عصر رنسانس شد که در پي آن کشور هاي اروپايي سير صعودي توسعه را آغاز و برعکس سبب پسرفت مسلمين گرديد. در همين دوران است که زمينه تفکر اسلام گريزي در غرب پايه ريزي مي شود و به دستور کليسا کتابهايي عليه اسلام و مسلمين براي جلوگيري از انتشار اسلام در اروپا نوشته مي شود. و اما جريان سوم که به زعم مؤلف مهمترين جريان نيز هست به امپراتوري عثماني و فتح کشورهاي حوزه شبه جزيره بالکان توسط ترکان عثماني باز مي گردد. در اين بخش به بررسي اسلام و مذاهب اسلامي در شرق اروپا (دو کشور آلباني و بلغارستان) پرداخته خواهد شد.
اسلام در اسپانيا اين کشور در جنوب غربي اروپا واقع است و از شمال با
فرانسه و از غرب با پرتغال همسايه است. اين سرزمين قبل از ورود لشگريان
اسلام زير سلطه گوتها بود. وضعيت اين کشور و حالت اهالي آن در هيچ دوره اي
به اندازه اين زمان که زير نفوذ سلاطين گوت بود آشفته و خراب نبوده است.
اشراف و طبقات عالي از ماليات معاف و در عوض مالياتهاي سنگيني بر طبقه
متوسط و ضعيف تحميل مي شد که سبب از بين رفتن صنعت آن کشور شد. از طرفي هم
نازايي و بي حاصلي تمام آن کشور را فرا گرفته بود، درست مانند زمانيکه
مسلمين را از آنجا اخراج کردند! يهوديان که عده ي زيادي از آنها در آنجا
مسکن داشتند هميشه مورد تعقيب و آزار سلاطين و کشيشان و اشراف بودند. بر
اثر اين فشارها يهوديان دست به شورش زدند که به قدرت سرکوب گرديد و از آن
پس دارايي آنان ضبط گرديد و آنهايي که جان سالم به در برده بودند، همگي
محکوم به غلامي شدند. پيرانشان را در مذهب قديم آزاد و جوانانشان را با
سرنيزه به دين مسيح در آوردند.(1) بر اثر اين فشارها مردم آن سرزمين انتظار
يک منجي را مي کشيدند که آمده و آنها را از ظلم و ستم طبقه اشراف نجات
دهد. با اين پيش زمينه است که در زمانيکه غازيان مسلمان به اين سرزمين وارد
شدند توانستند اين مناطق را به زير سلطه پرچم اسلام در آورند.
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط رامین چرومی در چهارشنبه نهم شهریور 1390 و ساعت 10:49 لیست امام زادگان شاخص کشور
لیست امام زادگان شاخص کشور
آذربايجان شرقي
منبع: http://news.masoumeh.com/id/page.php?cat=45&id=275 |+| نوشته شده توسط رامین چرومی در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390 و ساعت 22:30 اس ام اس Sms ویژه شب های قدر
پشتیبانی از گوشی های بدون زبان فارسی با دو زبان فارسی و فینگلیش امشب رحمت دوست جاریست، مانند رود، نه! مانند باران، اگر دلتان لرزید، بغضتان ترکید، کسی اینجا محتاج دعاست، اگر یادتان بود باران گرفت دعایی به حال من بیابان کنید. سری اول منبع : http://www.far30mobile.com |+| نوشته شده توسط رامین چرومی در یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390 و ساعت 9:35 شب قدر است و قدر آن بدانیم
شب قدر است و قدر آن بدانیم |+| نوشته شده توسط رامین چرومی در یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390 و ساعت 9:30 " لیالی قدر " در شعر شاعران فارسی
حکایت شب قدردر " ترجمان القرآن جرجانی " شب قدر ، شب اندازه کردن کارها ذکر شده است . صاحب " کشاف اصطلاحات الفنون " گوید : شب قدر ، شبی است با عزت و شرف که هر که در آن طاعت کند عزیز و مشرف گردد . در " التفهیم بیرونی " آمده است : " واندر ماه رمضان لیله القدر است ، آنک جلالت او راه به دهه پسین جویند و نیز گفتند به طاقهای این دهه ." لیله القدر شبی مهم و سرنوشت ساز است .شب نزول رحمت و برکات الهی و تعیین سرنوشت ابدی انسانهاست و درخصوص اهمیت این شب گفتنی است که از صدر اسلام واز عهد رسول اکرم حضرت محمد مصطفی (ص) رسم بر آن بوده است که شبهای قدر را " احیا " بگیرند و تا سپیده دم به آداب مخصوص آن منجمله دعا و نماز و استغفار بپردازند .
در فضیلت شب قدر آمده است شبی بهتر زا هزار ماه " لیله القدر خیر من الف شهر " و به احتمال قوی این شب ارجمند یکی از شبهای نوزدهم ، بیست ویکم و بیست و سوم ماه مبارک رمضان است .
در آیه نخست سوره مبارکه " قدر " نیز تصریح شده است به آن که قرآن کریم در شب قدر نازل شده است : " انا انزلنا فی لیله القدر " در " تفسیر ابولفتح رازی " پیرامون شب قدر آمده است : شب تقدیر است و فصل احکام و تقدیر قضایا آنچه خواهد بودن در سال از اجال و ارزاق واقسام همه در این شب کنند و گفتند قوله " فی لیله مبارکه " هم این شب است و ...
سخن در باب لیله القدر ( شب قدر ) بسیار است و در کتب تفاسیر درباره کیفیت و نزول رحمت و برکت در این شب استثنایی احادیث و روایات بسیار قابل تاملی ذکر شده است واما در نگاه شاعران سخن سنج مسلمان که میراث داران و پاسداران حریم فرهنگ و معارف عالیه اسلامی هستند ، حکایت شب قدر حکایتی بس شگفت و تفکر برانگیزی است .
حکایتی که با زبان عرفان و تعابیر رمزگونه ، مخاطب را به این شب بزرگ و اسرار آمیز رهنمون می کند .این اشعار که بر اساس آیات ، احادیث و روایات سروده شده است همچون بارقه های آسمانی بر دل و جان شیفتگان می تابد و ظلمت درون را به انوار الهی روشن می سازد .
حکیم رودکی سمرقندی :
شب عاشقت لیله القدر است چون تو بیرون کنی رخ از جلبیت
منوچهری دامغانی :
با رنگ و نگار جنت العدنی با نور و ضیاء لیله القدری
شیخ اجل سعدی شیرازی :
تورا قدر اگر کس نداند چه غم شب قدر را می ندانند هم
خواجه حافظ شیرازی :
شب قدر است و طی شد نامه هجر سلام فیه حتی مطلع الفجر
عارفان درباره شب قدر گفته اند که این شب ، شبی است که سالکان را به تجلی خاص مشرف گرداند تا بدان تجلی قدر و مرتبه خود را نسبت با محبوب بشناسند و آن وقت ابتدای وصول سالک باشد یعنی جمع و مقام اهل کمال در معرفت :
در شب قدر قدر خود را دان / روز در معرفت سخن میران
منبع: مهر |+| نوشته شده توسط رامین چرومی در یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390 و ساعت 9:18 اصرار دارم از لفظ «سيدالقائد، الامام الخامنه اي» استفاده كنم
دكتر «كمال هلباوي» عضو ارشد اخوان المسلمين مصر كه در مقطعي سخنگويي اين حزب اسلامي را برعهده داشت، گفت: اگر ما بخواهيم ديگر حاكمان كشورهاي عربي را كه با اسرائيلي ها دست مي دهند و پيشنهاد مذاكره مي دهند با آيت الله امام خامنه اي مقايسه كنيم، شما مي توانيد تفاوت بين رهبر واقعي امت اسلامي و رهبران غيرواقعي را متوجه شويد. |+| نوشته شده توسط رامین چرومی در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390 و ساعت 7:58 تعريف مهندسی فرهنگی
امام خامنهای فرمودند: «فرهنگ يك سيستم است و داراي انواع و اجزائي است و مهندسي فرهنگ به عنوان يك مهندسي سيستم بايد انجام پذيرد. فرهنگ يك جامعه، اساس هويت آن جامعه است.» متن كامل اين مقاله در ادامه مطلب . ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط رامین چرومی در پنجشنبه ششم مرداد 1390 و ساعت 20:9 چهل حدیث منتخب و برگزیده گهربار از امام حسین (ع)
مجموعه احادیث زیبا از امام حسین (علیه السلام)چهل حدیث منتخب و برگزیده گهربار از امام حسین (ع)قالَ الاْ مامُ اءبُوعَبْدِاللّهِ الْحُسَیْن ، صَلَواتُاللّهِ وَسَلامُهُ عَلَیْهِ: 1 - إ نَّ قَوْما عَبَدُواللّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُالتُّجارِ، وَإ نَّ قَوْما عَبَدُوااللّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُالْعَبْیدِ، وَإ نَّ قَوْما عَبَدُوااللّهَ شُكْرا فَتِلْكَ عِبادَةٌ الْاءحْرارِ، وَهِیَ اءفْضَلُ الْعِبادَةِ.(1) 2 - قالَ علیه السّلام : إِنَّ اءجْوَدَالنّاسِ مَنْ اءعْطى مَنْ لا یَرْجُوهُ، وَ إ نَّ اءعْفَى النّاسِ مَنْ عَفى عَنْ قُدْرَةٍ، وَ إ نَّ اءَوْصَلَ النّاسِ مَنْ وَصَلَ مَنْ قَطَعَهُ.(2) 3 - قیلَ: مَا الْفَضْلُ؟ قالَ عَلَیْهِ السَّلامَ: مُلْكُ اللِّسانِ، وَ بَذْلُ الاْ حْسانِ، قیلَ: فَمَا النَّقْصُ؟ قالَ: التَّكَلُّفُ لِما لا یُعنیكَ.(3) 4 - قالَ علیه السّلام : النّاسُ عَبیدُالدُّنْیا، وَالدّینُ لَعِبٌ عَلى اءلْسِنَتِهِمْ، یَحُوطُونَهُ ما دارَتْ بِهِ مَعائِشَهُمْ، فَإ ذا مُحِصُّوا بِالْبَلاء قَلَّ الدَّیّانُونَ.(4) 5 - قالَ علیه السّلام : إ نَّ الْمُؤْمِنَ لایُسى ءُ وَلایَعْتَذِرُ، وَالْمُنافِقُ كُلَّ یَوْمٍ یُسى ءُ وَیَعْتَذِرُ.(5) 6 - قالَ علیه السّلام : إ عْمَلْ عَمَلَ رَجُلٍ یَعْلَمُ اءنّه ماءخُوذٌ بِالْاءجْرامِ، مُجْزىٍ بِالْإ حْسانِ.(6) 7 - قالَ علیه السّلام : عِباداللّهِ لاتَشْتَغِلُوا بِالدُّنْیا، فَإ نَّ الْقَبْرَ بَیْتُ الْعَمَلِ، فَاعْمَلُوا وَلاتَغْعُلُوا.(7) 8 - قالَ علیه السّلام : لاتَقُولَنَّ فى اءخیكَ الْمُؤ مِنِ إ ذا تَوارى عَنْكَ إ لاّ مِثْلَ ماتُحِبُّ اءنْ یَقُولَ فیكَ إ ذا تَوارَیْتَ عَنْهُ.(8) 9 - قالَ علیه السّلام :یا بُنَىَّ إ یّاكَ وَظُلْمَ مَنْ لایَجِدُ عَلَیْكَ ناصِرا إ لاّ اللّهَ.(9) 10 - قالَ علیه السّلام : إ نّى لااءرى الْمَوْتَ إ لاّ سَعادَة ، وَلاَالْحَیاةَ مَعَ الظّالِمینَ إ لاّ بَرَما.(10) 11 - قالَ علیه السّلام : مَنْ لَبِسَ ثَوْبا یُشْهِرُهُ كَساهُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ ثَوْبا مِنَ النّارِ.(11) 12 - قالَ علیه السّلام : اءنَا قَتیلُ الْعَبَرَةِ (12)، لایَذْكُرُنى مُؤْمِنٌ إ لاّ اِسْتَعْبَرَ.(13) 13 - قالَ علیه السّلام : لَوْ شَتَمَنى رَجُلٌ فى هذِهِ الاُْذُنِ، وَ اءَوْمى إ لى الْیُمْنى ، وَاعْتَذَرَ لى فى الْاءُخْرى لَقَبِلْتُ ذلِكَ مِنْهُ، وَ ذلِكَ اءَنَّ اءَمیرَ الْمُؤْمِنینَ عَلَیْهِالسّلام حَدَّثَنى اءَنَّهُ سَمِعَ جَدّى رَسُولَ اللّهِ صلّى اللّه عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ: لایَرِدُ الْحَوْضَ مَنْ لَمْ یَقْبَلِ الْعُذرَ مِنْ مُحِقٍّ اءَوْ مُبْطِلٍ .(14) 14 - قیلَ لِلْحُسَیْنِ بن علىّ علیه السّلام : مَنْ اءعْظَمُ النّاسِ قَدْرا؟ 15 - قالَ علیه السّلام : مَنْ عَبَدَاللّهَ حَقَّ عِبادَتِهِ، آتاهُ اللّهُ فَوْقَ اءمانیهِ وَكِفایَتِهِ.(16) 16 - قالَ علیه السّلام : احْذَرُوا كَثْرَةَ الْحَلْفِ، فِإ نَّهُ یَحْلِفُ الرَّجُلُ لِعَلَلٍ اءرَبَعَ: إ مّا لِمَهانَةٍ یَجِدُها فى نَفْسِهِ، تَحُثُّهُ عَلى الضَّراعَةِ إ لى تَصْدیقِ النّاسِ إ یّاهُ. وَ إ مّا لِعَىٍّ فى الْمَنْطِقِ، فَیَتَّخِذُ الاْ یْمانَ حَشْوا وَصِلَةً لِكَلامِهِ. وَ إ مّا لِتُهْمَةٍ عَرَفَها مِنَ النّاسِ لَهُ، فَیَرى اءَنَّهُمْ لایَقْبَلُونَ قَوْلَهُ إ لاّ بِالْیَمینِ. وَ إ مّا لاِ رْسالِهِ لِسانَهُ مِنْ غَیْرِ تَثْبیتٍ.(17) 17 - قالَ علیه السّلام : اءیُّما إ ثْنَیْنِ جَرى بَیْنَهُما كَلامٌ، فَطَلِبَ اءَحَدُهُما رِضَى الاَّْخَرِ،كانَ سابِقَهُ إ لىَ الْجَنّةِ.(18) 18 - قالَ علیه السّلام : وَاعْلَمُوا إ نَّ حَوائِجَ النّاسِ إ لَیْكُمْ مِنْ نِعَمِ اللّه عَلَیْكُمْ، فَلا تَمیلُوا النِّعَمَ فَتَحَوَّلَ نَقِما.(19) 19 - قالَ علیه السّلام : یَابْنَ آدَم ، اُذْكُرْ مَصْرَعَكَ وَ مَضْجَعَكَ بَیْنَ یَدَى اللّهِ، تَشْهَدُ جَوارِحُكَ عَلَیْكَ یَوْمَ تَزِلُّ فیهِ الْاءقْدام .(20) 20 - قالَ علیه السّلام : مُجالَسَةُ اءهْلِ الدِّناءَةِ شَرُّ، وَ مُجالَسَةُ اءهْلِ الْفِسْقِ ریبَةٌ.(21) 21 - قالَ علیه السّلام : إ نَّ اللّهَ خَلَقَ الدُّنْیا لِلْبَلاءِ، وَ خَلَقَ اءهْلَها لِلْفَناءِ.(22) 22 - قالَ علیه السّلام : لایَاءمَنُ یوم الْقِیامَةِ إ لاّ مَنْ قَدْ خافَ اللّهَ فى الدُّنْیا.(23) 23 - قالَ علیه السّلام : لِكُلِّ داءٍ دَواءٌ، وَ دَواءُ الذُّنُوبِ الا سْتِغْفارِ.(24) 24 - قالَ علیه السّلام : مَنْ قَرَءَ آیَةً مِنْ كِتابِ اللّه عَزَّ وَ جَلَّ فى صَلاتِهِ قائِما، یُكْتَبُ لَهُ بِكُلِّ حَرْفٍ مِاءةُ حَسَنَة .(25) 25 - قالَ علیه السّلام : سَبْعَةُ اءشْیاءٍ لَمْ تُخْلَقْ فى رَحِمٍ: 26 - قالَ علیه السّلام : إ نَّ اَعْمالَ هذِهِ الاُْمَّةِ ما مِنْ صَباحٍ إ لاّ و تُعْرَضُ عَلَى اللّهِ تَعالى .(27) 27 - قالَ علیه السّلام : إ جْتَنِبُواالْغِشْیانَ فى اللَّیْلَةِالَّتى تُریدُون فیها السَّفَرَ، فإ نَّ مَنْ فَعَلَ ذلِكَ، ثُمَّ رُزِقَ وَلَدٌ كانَ جَوّالَةً.(28) 28 - قالَ علیه السّلام : الرّكْنُ الْیَمانى بابٌ مِنْ اءبْوابِ الْجَنَّةِ، لَمْ یَمْنَعْهُ مُنْذُ فَتَحَهُ، وَإ نَّ ما بَیْنَ الرُّكْنَیْنِ - الا سْوَد وَالْیَمانى - مَلَكٌ یُدْعى هُجَیْرٌ، یُؤَمِّنُ عَلى دُع اءِالْمُؤْمِنینَ.(29) 29 - قالَ علیه السّلام : إ نَّ الْغِنى وَاْلِعزَّ خَرَجا یَجُولانِ، فَلَقیا التَّوَكُلَّ فَاسْتَوْطَنا.(30) 30 - قالَ علیه السّلام : مَنْ نَفَّسَ كُرْبَةَ مُؤْمِنٍ، فَرَّجَ اللّهُ عَنْهُ كَرْبَ الدُّنْیا والْآخِرَةِ.(31) 31 - قالَ علیه السّلام : مَنْ والانا فَلِجَدّى صلّى اللّه علیه و آله والى ، وَمَنْ عادانا فَلِجَدّى صلّى اللّه علیه و آله عادى .(32) 32 - قالَ علیه السّلام : یَابْنَ آدَمَ، اءُذْكُرْ مَصارِعَ آبائِكَ وَ اءبْنائِكَ، كَیْفَ كانُوا، وَ حَیْثُ حَلّوُا، وَ كَاءَنَّكَ عَنْ قَلیلٍ قَدْ حَلَلْتَ مَحَلَّهُمْ.(33) 33 - قالَ علیه السّلام : یَاابْنَ آدَمَ، إ نَّما اءنْتَ اءیّامٌ، كُلَّما مَضى یَوْمٌ ذَهَبَ بَعْضُكَ.(34) 34 - قالَ علیه السّلام : مَنْ حاوَلَ أ مْراً بِمَعْصِیَةِ اللّهِ كانَ أ فْوَتُ لِما یَرْجُو وَ أ سْرَعُ لِمَجیى ءِ ما یَحْذَرُ.(35) 35 - قالَ علیه السّلام : الْبُكاءُ مِنْ خَشْیَةِاللّه نَجاتٌ مِنَ الّنارِ وَ قالَ: بُكاءُالْعُیُونِ، وَ خَشْیَةُالْقُلُوبِ مِنْ رَحْمَةِاللّهِ.(36) 36 - قالَ علیه السّلام : لایَكْمِلُ الْعَقْلُ إ لاّ بِاتّباعِ الْحَقِّ.(37) 37 - قالَ علیه السّلام : اءَهْلَكَ النّاسَ إ ثْنانِ: خَوْفُ الْفَقْرِ، وَ طَلَبُ الْفَخْرِ.(38) 38 - قالَ علیه السّلام : مَنْ عَرَفَ حَقَّ اءَبَوَیْهِ الاْ فْضَلَیْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلىٍّ، وَ اءطاعَهُما، قیلَ لَهُ: تَبَحْبَحْ فى اءیِّ الْجِنانِ شِئْتَ.(39) 39 - قالَ علیه السّلام : مَنْ طَلَبَ رِضَى اللّهِ بِسَخَطِ النّاسِ كَفاهُ اللّه اُمُورَ النّاسِ، وَ مَنْ طَلَبَ رِضَى النّاسِ بِسَخَطِاللّهِ وَ كَّلَهُ اللّهُ إ لَى النّاسِ.(40) 40 - قالَ علیه السّلام : إ نَّ شیعَتَنا مَنْ سَلِمَتْ قُلُوبُهُمْ مِنْ كُلِّ غِشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَل .(41) پی نوشت ها 1- تحف عقول : ص 177، بحارالا نوار: ج 75، ص 117، ح 5. برگرفته شده از کتاب "چهل داستان و چهل حدیث از امام حسین علیه السلام" تالیف : عبد الله صالحى |+| نوشته شده توسط رامین چرومی در یکشنبه بیست و ششم تیر 1390 و ساعت 18:13 چهل معما در مورد محرم و عاشوراء
۴۰ معمای عاشورایی چهل معما در مورد محرم و عاشوراء ام البنین كیست و چرا به او این لقب را دادند؟ مادر حضرت ابوالفضل (ع) و همسر حضرت علی(ع) . این زن كه نامش فاطمه است از قبیله بنیكلاب بود كه پس از شهادت حضرت فاطمه (س) با امام علی (ع) ازدواج كرد و صاحب چهار پسر به نامهای عباس، جعفر، عبدالله و عثمان شد. امالبنین به معنای مادر پسران است. تمامی پسران ام البنین در كربلا به شهادت رسیدند. كدام سورة قرآن به سورة امام حسین(ع) معروف است؟ سوره فجر. فرمانده سپاه دشمن در كربلا چه كسی بود؟ عمر بن سعد عقیلة بنیهاشم لقب كیست؟ حضرت زینب (س) سپاهیان یزید در روز تاسوعا برای كدامیك از یاران امام حسین(ع) امان نامه آوردند، اما او نپذیرفت و در كنار آن حضرت ماند تا به شهادت رسید؟ حضرت ابوالفضل العباس (ع) فرمان كشتن امام حسین(ع) و یارانش را به همراه اسیر گرفتن اهل بیت آن حضرت، چه كسی به عمر سعد داده بود؟ عبیدالله بن زیاد مردم كدام طایفه برای دفن شهدای كربلا اقدام كردند؟ بنی اسد كدام یار امام حسین(ع) در كربلا، شبیه ترین فرد به پیامبر اكرم (ص) بود؟ حضرت علی اكبر(ع) فرزند امام حسین(ع). سیدالشهدا(ع) هنگام عزیمت فرزندش به صحنه نبرد، فرمود: خدایا شاهد باش و گواهی بر این قوم بده، جوانی به سوی آنان به میدان نبرد رفت كه در خلقت، اخلاق و گفتار، شبیهترین مردم به رسول تو بود. هرگاه مشتاق پیامبرت بودیم به چهرة او نگاه میكردیم. سن و سال كدام یك از شهدای كربلا، بیشتر از بقیه بود؟ حبیب بن مظاهر. او در هنگام شهادت 75 سال داشت. این یار امام حسین(ع) در جنگهای صفین، نهروان و جمل نیز در ركاب امام علی (ع) شركت كرده بود. خردسالترین شهید كربلا كیست؟ حضرت علی اصغر (ع) ، فرزند شش ماهه امام حسین(ع) اولین شهید از شهدای خاندان بنیهاشم در واقعه عاشورا چه كسی است؟ حضرت علی اكبر (ع) كدام شهید نزدیكتر از سایر شهدای كربلا به امام حسین(ع) دفن شده است؟ حضرت علی اكبر(ع) اولین كسی كه مصیبت اهل بیت (علیهم السلام) را به فارسی نوشت كه بود؟ ملاحسین كاشفی نویسنده كتاب روضه الشهدا حضرت امام حسین(ع) در دوران حكومت حضرت علی(ع) در چه جنگهایی شركت كرد؟ جمل، صفین و نهروان حضرت امام حسین(ع) هنگام شهادت مادرشان حضرت فاطمه (س) چند سال داشت؟ 7 سال رهبر نهضت توابین در كوفه كه به خونخواهی سیدالشهدا (ع) قیام كرد، چه نام داشت؟ سلیمان بن صرد خزاعی علمدار لشكر امام حسین(ع) در كربلا چه كسی بود؟ حضرت ابوالفضل العباس (ع) شهید نوجوان حماسه عاشورا كه جمله معروف « شهادت شیرینتر از عسل است». را در مقابل امام حسین(ع) بر زبان آورد چه كسی است؟ قاسم بن الحسن(ع) ، فرزند امام حسن مجتبی (ع) كدامیك از فرزندان مسلم بن عقیل در 14 سالگی در كربلا به شهادت رسید؟ عبدالله عمرو بن جناده انصاری كه بود؟ یكی از شهدای نوجوان كربلا كه پدرش نیز در ركاب امام حسین(ع) به شهادت رسید. تنها زنی كه در كربلا به شهادت رسید، كیست؟ ام وهب، همسر عبدالله بن عمیر كلبی ام خلف كه بود و مادر كدام شهید كربلاست؟ همسر مسلم بن عوسجه و یكی از زنان برجسته شیعه كه در كربلا حضور داشت. او پس از شهادت همسرش در روز عاشورا، پسرش را نیز روانه میدان كرد تا به یاری امام حسین(ع) بشتابد. سرانجام پسرش نیز در این راه به شهادت رسید. ام المصائب لقب كدامیك از بانوان حاضر در صحنه كربلاست؟ حضرت زینب (س) نام همسر امام حسین(ع) كه در كربلا حضور داشت چیست؟ رباب، دختر امروالقیس كلبی كدام زن در مسیر حركت كاروان امام حسین(ع) به سوی كربلا، همراه با همسرش به آن حضرت پیوست؟ دلهم. وی دختر عمر و همسر زهیر بن قین بود. زهیر تحت تأثیر سخنان همسرش به كاروان امام حسین(ع) پیوست. كدامیك از دختران امام حسین(ع) در شام به سخنرانی افشاگرانه علیه دشمنان پرداخت و محضر چهار امام معصوم را نیز درك كرد؟ فاطمه، دختر امام حسین(ع) ، وی امام حسین(ع) حضرت سجاد(ع)، حضرت امام محمدباقر (ع) و حضرت امام جعفر صادق (ع) را دید وسپس در سال 117 هجری در سن 70 سالگی در مدینه در گذشت. كدام زنان در كربلا از فرزندان و نوادگان حضرت علی (ع) بودند؟ حضرت زینب (س)، ام كلثوم، فاطمه، صفیه، رقیه و ام هانی از اولاد امام علی(ع) بودند كه در كربلا حضور داشتند. كودكان و نوجوانان هر ساله در یكی از ویژه برنامه های ماه محرم، حضوری چشمگیر و قابل توجه دارند. نام این مراسم كه شب هنگام برگزار میشود چیست؟ مراسم شام غریبان كه در شب یازدهم ماه محرم اجرا میشود. نام فرزند امام حسن مجتبی (ع) و برادر حضرت قاسم كه در كربلا به شهادت رسید چیست؟ عبدالله نوجوان یازده ساله قبر كدام امام شش گوشه دارد و چرا؟ قبر امام حسین(ع) ، زیرا در پایین پای آن حضرت ، فرزند دلبندش حضرت علی اكبر (ع) را به خاك سپردهاند. به همین دلیل ضریح آن حضرت دارای شش گوشه است. رجز چیست؟ شعرهای حماسی كه جنگاوران در میدانهای نبرد میخواندند، رجز نام دارد. نام زیارتنامهای كه با كیفیت مخصوص خطاب به امام حسین(ع) و شهدای كربلا در روز اول ماه رجب و نیمه ماه شعبان خوانده میشود چیست ؟ زیارت رجبیه این جمله از كیست؟«حسین از من است و من از حسین هستم.» پیامبر گرامی اسلام (ص) عابدة آل علی (ع) لقب كدام بانوی حاضر در كربلاست؟ حضرت زینب (س) قمر بنیهاشم لقب كیست؟ حضرت ابوالفضل العباس (ع) در كدام منزلگاه كه مسیر حركت كاروان امام حسین(ع) به سمت كوفه بود، خبر شهادت مسلم بن عقیل وهانی بن عروه را به آن حضرت دادند؟ ثعلبیه فرماندهی سمت راست و چپ لشكر امام حسین(ع) در روز عاشورا را چه كسانی بر عهده داشتند؟ فرمانده سمت راست زهیر بن قین و فرمانده سمت چپ لشكر سیدالشهدا (ع) را حبیب بن مظاهر بر عهده داشت. كدامیك از یاران امام حسین(ع) هنگام ظهر عاشورا، فرا رسیدن وقت نماز را یادآوری كرد و آن حضرت در پاسخش فرمود: خداوند تو را از نمازگزاران ذاكر قرار دهد. ابوثمامه صائدی هنگامی كه امام حسین(ع) در ظهر عاشورا به نماز ایستاد، دو نفر از یارانش خود را سپر تیرهای دشمن قرار دادند تا آن امام نماز خود را بجا آورد. نام این دو تن چیست؟ زهیر بن قین و سعید بن عبدالله حنفی امام حسین(ع) پس از شهادت چه كسی فرمود: بعد از تو خاك بر سر دنیا و زندگی دنیا. فرزند دلاورش حضرت علیاكبر(ع) |+| نوشته شده توسط رامین چرومی در یکشنبه بیست و ششم تیر 1390 و ساعت 18:12 ﺣﻤﺎﺳﻪ ﺣﺴﯿﻨﻲ در ﻳﮏ ﻧﮕﺎه
ﺣﻤﺎﺳﻪ ﺣﺴﯿﻨﻲ در ﻳﮏ ﻧﮕﺎه
شهید مرتضی مطهری قدس سره که با دغدغه خاص به بررسی موضوعات اسلامی می پرداخت، نسبت به حادثه عاشورا حساسیت و عنایت فوق العاده ای داشت. گر چه در این باره تألیف و اثری مکتوب توسط خود استاد نیست، اما گویا آنچه در نظر داشته بر قلم جاری کند، در سخنرانیهای خود اظهار نموده است. «حماسه حسینی» عنوان سه جلد کتاب از استاد شهید است. این مجموعه مشتمل بر سخنرانیها و یادداشتهای ابتدایی و غیر تفصیلی استاد مطهری است که از حدود سال 1347 تا 1356 شمسی ایراد و نوشته شده و تاکنون بیش از سی نوبت به چاپ رسیده است. این کتاب با عنوان «الملحمةُ الحسینیه» به عربی ترجمه شده و به نام مترجم تصریح نشده است (1). دو چهره حادثه کربلا حادثه کربلا دو صفحه بی نظیر دارد؛ صفحه سفید و نورانی و صفحه تاریک و سیاه و ظلمانی.به اعتقاد استاد مطهری صفحه تاریک آن : «از نظر تنوع جنایت بی مانند است. حدود بیست و یک نوع پستی و لئامت در آن رخ داده که حتی در جنگهای صلیبی و آنچه اروپائیها در اندلس مرتکب شدند به پای آن نمی رسد. اگر فقط به این صفحه نگاه کنیم فقط باید شعر مرثیه بگوییم و بس. صفحه دیگر آن حماسه و افتخار و نورانیت، تجلی حقیقت، انسانیت و حق پرستی است و بشریت حق دارد در برابر آن به خود ببالد. جنبه حماسی این حادثه صد برابر بر جنبه جنایی آن می چربد. جنایت این است که فقط یک صفحه اش [آن هم جنایات آن را [بخوانند و آن را از نظر هدف منحرف نمایند. امام حسین علیه السلام یک مکتب است و پس از مرگش زنده تر می شود، بنی امیه گمان می کرد حسین علیه السلام را کشت و تمام شد، ولی بعد فهمید که مرده حسین مزاحم تر است. تربت او کعبه صاحبدلان است و باز تصمیم گرفتند قبرش را خراب کنند، اما هرگز موفق نشدند نام و یاد و مکتب او را از بین ببرند. از نظر اسلام، شهادت امام حسین علیه السلام از دیدگاه فردی و اجتماعی موفقیت آمیز بود.» (4) حماسه حسینی از نظر استاد بهترین واژه ای که بیانگر عمق نهضت حسینی است کلمه حماسه است، نه نهضت یا قیام یا شورش و جز اینها.«کلمه حماسه به معنای شدت و صلابت است و نیز به معنای شجاعت و حمیت. چنان که در ادبیات فارسی و عربی شعر و نثر حماسی داریم (5)، حادثه و شخصیت حماسی نیز هست. شخصیت حسین بن علی علیهماالسلام صبغه حماسی دارد و باید با وجود و سرگذشت او یک احساس حماسی داشته باشیم، نه یک احساس تراژدی و مصیبت، رثا و نفله شدن. شخصیتهای حماسی جنبه نژادی و قومی دارند؛ یعنی مخصوص یک قوم و نژاد معین و یک آب و خاکند، اما در مورد امام حسین علیه السلام چنین نیست. او یک شخصیت حماسی است، اما حماسه انسانیت و بشریت، نه حماسه قومیت. سخن، عمل و روح امام حسین علیه السلام هیجان و حماسه مافوق حماسه هاست و علت شناخته نشدن ایشان نیز همین است. شخصیت امام از نظر شدت حماسی بودن و علو و ارتفاع جنبه انسانی بی نظیر است و ما این حماسه را نشناخته ایم (6). (7) تحریفها در واقعه عاشورا نهضت مقدس عاشورا نقش اساسی در زنده نگهداشتن اسلام و ستم ستیزی مسلمانان به ویژه شیعیان داشته و دارد. اهمیت و تأثیرگذاری احیاگری و سازندگی این حادثه سبب شده برخی به انگیزه های گوناگون دست به کار شده، این نهضت مقدس را حرکتی غیر منطقی و نابخردانه جلوه دهند. روشن است که دشمن به عمد دست به تحریف زده، ولی دوست از روی جهل به این میدان وارد شده که نتیجه یکی است.استاد مطهری با حساسیت و دغدغه دینی این انحراف را نمی توانست تحمل کند. در دهه چهل که خرده گیریها و شبهه آفرینیها افزایش یافته، هر گروه و فرقه برای خود نشان دادن در پی دستاویزی می گشتند که اسلام را از جلوه بیندازند، بهترین و عوام فریب ترین مستمسک که باعث شده جوانان از گرایش به اسلام و اظهار علاقه به آن احساس شرم و خجالت کنند، پیرایه هایی بود که بر این واقعه شورانگیز بسته اند؛ یعنی همان چیزی را که موج می آفریند و مردم را به اسلام علاقه مند می کند و به ستم ستیزی و عدالت خواهی وا می دارد، به رخدادی بدل کرده اند که رکود و سستی می آفریند. شهید مطهری پس از تقسیم تحریف به لفظی و معنوی (8) از این گلایه دارد که هر دو نوع تحریف در حادثه عاشورا راه یافته است. اما تحریف معنوی را خطرناک تر از تحریف لفظی و نقل قطعات تاریخی نادرست می داند (9)؛ زیرا بدون اینکه از لفظ بکاهد و آن را کم یا زیاد کند، حادثه و سخن را به گونه ای توجیه و تفسیر می نماید که بر خلاف معنای واقعی آن باشد. اما عوامل تحریف در حادثه عاشورا چیست؟ استاد شهید به سه عامل اشاره می کند : 1 دوستان ناآگاه و دشمنان مغرض. این عامل اختصاص به حادثه عاشورا ندارد. اغراض دشمنان همیشه عاملی برای تحریف حادثه های مهم است. در مورد حادثه عاشورا حکومت اموی کوشید تا با اقداماتی نهضت حسینی را منحرف کند؛ مانند خارجی معرفی کردن برخی از عناصر نهضت حسینی، و اتهام آشوب و اختلاف انگیزی به مسلم بن عقیل از سوی ابن زیاد. شگفت اینکه تلاش دشمنان در تحریف واقعه عاشورا ره به جایی نبرد و با کمال تأسف در حادثه کربلا بیشتر تحریفات از ناحیه دوستان است. 2 تمایل به اسطوره سازی، همان حس قهرمان پرستی بشر، ولی ما نباید یک سند مقدس را در اختیار افسانه سازان قرار دهیم. 3 کج فهمی از قیام حسینی. برخی می گویند صرفا گریه بر امام، کفاره گناهان است و ثمر دیگری بر آن مترتب نیست (10) : (11) حسین فریاد کشیده که علل و انگیزه قیام مسائلی است که منطبق بر اصول کلی اسلام است (12)»؛ مثل اصلاح امور اجتماعی امت اسلام، امر به معروف و نهی از منکر. نیازی نیست که از خودمان برای آن دلیل ذکر کنیم. و درست به خاطر همین اهداف مقدس بوده است که ائمه اطهار علیهم السلام اصرار داشتند که عزای امام حسین علیه السلام زنده بماند؛ یعنی خواستند این اهداف و شعارها زنده بماند : «حسین بن علی علیهماالسلام مکتب عملی اسلام را تأسیس کرد. او نمونه عملی قیامهای اسلامی است. خواستند مکتب حسین زنده بماند و سالی یک بار حسین با آن نداهای شیرین و عالی و حماسه انگیزش ظهور کند و فریاد کند : «اَلا ترونَ اَنَّ الحق لا یُعمل به و اَنّ الباطل لا یتناهی عنه، لیرغب المؤمن فی لقاء اللّه محقّا.» (13) خواستند «الموت اولی من رکوب العارِ» (14)، مرگ از زندگی ننگین بهتر است برای همیشه زنده بماند. خواستند «لا اَری الموت إلاّ سعادة و الحیاة مَعَ الظالمین الاّ بَرَما» (15)، برای همیشه زنده بماند... نگذارید حادثه عاشورا فراموش شود. حیات شما، زندگی و انسانیّت و شرف شما به این حادثه بستگی دارد. به این وسیله می توانید اسلام را زنده نگه دارید. پس ترغیب کردند که مجلس عزای حسینی را زنده نگه دارید. و درست است. عزاداری حسین بن علی واقعا فلسفه صحیح و بسیار عالی دارد. اما متأسفانه عده ای این را نشناختند» (16). وظیفه ما در برابر تحریفها استاد مطهری دو گروه عوام و خواص (توده مردم و آگاهان) را مسئول پدید آمدن این تحریفات می داند و اکنون نیز وظیفه هر دو گروه مبارزه با این آفت می باشد. دانشمندان که نقاط ضعف اجتماع را می شناسند نباید از آنها چشم پوشی کنند، بلکه باید برای رفع آنها بکوشند.عوام در حادثه عاشورا دو نقطه ضعف دارند : «شلوغی مجلس» و «شور و وایلا به پا شدن». بزرگ ترین وظیفه علما مبارزه با این نقاط ضعف اجتماع است، چنان که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود : «اذا ظهرت البِدَعُ فی اُمّتی فلیظهر العالم علمه و الاّ فعلیه لعنة اللّه » (17). «اِنّ الذین یکتمونَ ما انزلنا من البیّنات و الهُدی مِن بَعدِ ما بینّاه للناس فی الکتاب اولئک یَلعَنهم اللّه و یَلعَنهم اللاعنون» (18) (19) نهضت حسینی، عامل شخصیت یافتن جامعه اسلامی در اینکه شهادت امام حسین علیه السلام اسلام را تجدید حیات نمود شکی نیست (20). سؤالی که مطرح است این است که چه رابطه ای است میان شهادت امام حسین علیه السلام و زنده شدن اصول و فروع دین؟ استاد مطهری پاسخ می دهد :«چون نهضت او یک حماسه بزرگ الهی و اسلامی بود، حیات تازه ای در عالم اسلام دمید. پس از شهادت ایشان رونقی در اسلام پیدا شد. امام حسین با حرکت بزرگ خود، روح مسلمانان را زنده کرد. ترس را ریخت و احساس بردگی و اسارتی را که اواخر زمان عثمان و تمام دوره معاویه بر روح جامعه حکمفرما بود، تضعیف کرد. به عبارت دیگر به جامعه اسلامی شخصیت داد. احساس شخصیت مسئله بسیار مهمی است که سرمایه ای بالاتر از آن برای اجتماع وجود ندارد. آنچه پیغمبر اسلام به مردم عرب داد و آنان را از حضیض پستی به اوج عزت رساند، ایمانی بود که به آن مردم شخصیت داد. امویین کاری کردند که شخصیت اسلامی را از میان مسلمین میراندند و امام حسین علیه السلام آن شخصیت را احیا کرد. شخصیت دادن به یک ملت به این است که به آنها عشق و ایده آل داده شود، یا گرد و غبار از روی آن عشقها پاک کند. بعد از بیست، سی سال که تعالیم اسلام فراموش شده بود، امام حسین علیه السلام فرمود : «و علی الاسلام السَّلام اِذْ قد بُلیت الأمّة براعِ مثل یزید» (21). «انّی لم اخرج اَشِرا و لا بَطرا و لا مفسدا و لا ظالما، انّما خرجت لطلب الاصلاح فی امّة جدی» (22). (23) نهضت حسینی، تجسم عملی اسلام مکتب مقدس اسلام جامع و دارای ابعاد درهم تنیده فردی، اجتماعی، اخلاقی، سیاسی و فرهنگی است. رفتار امامان معصوم تجلی ابعاد مختلف مکتب است.اوج این تجلی پس از دوره کوتاه صدر اسلام در حادثه کربلا وجود دارد. از این رو برداشتهای ما از این حادثه باید متناسب با جامعیت و فراگیری آن باشد. به گفته استاد مطهری : «حادثه کربلا تجسّم فکر و ایده چند جانبه و چند بعدی اسلامی است. آنچه در جریان و عمل این حادثه تحقق پیدا کرده، اسلام است و همه برداشتهای صحیح از حادثه عاشورا به بخشی از آن اشاره کرده اند. صحیح اند ولی ناقص، کامل نیست؛ مثل برداشت دعبل خزاعی، کمیت اسدی، محتشم کاشانی، عمان سامانی و اقبال لاهوری. برداشت دعبل خزاعی از نهضت ابا عبداللّه ، به تناسب زمان فقط جنبه های پرخاشگری آن است. برداشت محتشم کاشانی، جنبه های تأثرآمیز و رقت آور، برداشت عمان سامانی یا صفی علیشاه عرفانی، عشق الهی و پاکبازی در راه حق. و دیگری از جنبه حماسی، اخلاقی، پند و اندرز و... و همه درست گفته اند، ولی برداشت هر یک از یک جنبه این نهضت است نه تمام آن. اگر بخواهیم به جامعیت اسلام نگاه کنیم باید به نهضت حسینی نگاه کنیم. می بینیم امام حسین کلیات اسلام را عملاً در کربلا به مرحله عمل آورده و مجسم کرده است، ولی تجسّم زنده، حقیقی و واقعی، نه تجسم بی روح؛ چون اسلام مجسّم است. ائمه اطهار این همه به زنده نگهداشتن و احیای این حادثه توصیه کرده اند. در این حادثه مرد، زن، پیر و جوان، کودک، سیاه و سفید، عرب و عجم نقش دارند. و دارای جنبه های عرفانی و توحیدی، پاکباختگی در راه خداست. از یک سو امام علیه السلام مرد پرخاشگری است که در مقابل دستگاه جبار قیام کرده و می فرماید : «واللّه لا اُعطیکم بیدی اعطاء الذلیل و لا افرُّ فرار العبید» (24). «هیهات منّا الذلّة»... از سوی دیگر امام را در کرسی یک خیرخواه، واعظ و اندرزگو می بینیم که حتی از سرنوشت شوم دشمنان خودش ناراحت است که اینها چرا باید به جهنم بروند. او نمونه جدش بود که : «لَقَدْ جائکم رسولٌ مِنْ انفسکم عزیز علیه ما عنتّم حریصٌ علیکم بالمؤمنین رؤفٌ رحیمٌ» (25). در این مقام، امام حسین علیه السلام یکپارچه محبت و دوستی است که حتی دشمن خود را هم واقعا دوست دارد که نجات پیدا کند. از جنبه اخلاقی نیز حادثه عاشورا سرآمد است. ارزشهای اخلاقی مانند ایثار، وفا و مروت، مساوات اسلامی، برابری و برادری در آن موج می زند» (26). عنصر امر به معروف و نهی از منکر در نهضت حسینی در باره عامل اصلی قیام عاشورا تحقیقات فراوانی صورت گرفته و هر کس بر اساس نگرش خود به ذکر عواملی پرداخته است؛ مانند اینکه قصد و هدف اصلی آن حضرت تشکیل حکومت اسلامی بود، یا اینکه دستور خصوصی داشت و دیگران را نشاید که درباره آن کاوش کنند. اگر به سخنان خود امام حسین علیه السلام مراجعه کنیم پاسخ روشنی می یابیم. در کلمات آن حضرت عواملی چون اصلاح امت پیامبر اسلام، امر به معروف و نهی از منکر و در واقع پرداختن به مسائل بنیادین فراوان به چشم می خورد. از لابه لای تاریخ بر می آید که عوامل دیگری مثل بیعت خواهی یزید و اعلام وفاداری کوفیان نیز در کار بوده اند. اما به هنگام بررسی و تحلیل واقعه عاشورا، باید میان این عوامل از نظر تأثیر و اهمیت فرق نهاد. استاد شهید مطهری، پس از ذکر عوامل مؤثر در حادثه کربلا جایگاه و اهمیت هر یک را بیان می دارد :عوامل مؤثر در نهضت حسینی در نهضت حسینی عوامل متعددی دخالت داشته و همین امر سبب شده که از نظر تفسیری و پی بردن به ماهیت آن بسیار پیچیده باشد. عوامل مؤثر در نهضت حسینی را می توان این چند عامل دانست :الف) بیعت خواستن یزید از امام حسین علیه السلام و امتناع ایشان از بیعت. بیعت با یزید که مظهر هر فسادی بود دو مفسده داشت : 1 تثبیت خلافت موروثی در خاندان اموی؛ یعنی خلافت فرد مطرح نبود، بلکه خلافت موروثی مطرح بود؛ زیرا معاویه بر این بود که یزید خلیفه شود. 2 شخصیت خاص یزید که آن زمان را از هر زمان دیگر متمایز می کرد. و آن اینکه او نه تنها فاجر و فاسق بود، بلکه برخلاف خلفای اموی شئون و مصالح اسلامی را در ظاهر هم رعایت نمی کرد؛ مثلاً علنا شراب می خورد و... که امام حسین علیه السلام می فرماید در صورت بیعت : «و علی الاسلام السّلام اذ قد بلیت الامة براعٍ مثل یزید» (27). بیعت نکردن یعنی در مقابل این حکومت تعهدی ندارم و بیعت نکردن امام خطری برای حکومت بود. وظیفه امام در اینجا بیعت نکردن است و تسلیم تهدید نشدن، و لو کشته شود، ولی نه بگوید. یزید در نامه خصوصی می نویسد : «خذا الحسین بالبیعة اَخْذا شدیدا» (28)، ولی امام حسین علیه السلام می فرماید : «لا واللّه لا اعطیکم بیدی اعطاء الذلیل و لا افرّ فرار العبید» (29). ب) دعوت مردم کوفه این، عامل اصلی نبوده و حداکثر تأثیر آن این بوده که امام را از مکه بیرون بکشاند و ایشان به طرف کوفه بیایند؛ زیرا نامه های مردم کوفه به مدینه نیامد، بلکه در مکه به دست حضرت رسید و امام نهضتش را از مدینه شروع کرده بود؛ یعنی وقتی نامه ها به ایشان رسید که امام تصمیم خود را بر امتناع از بیعت گرفته بود و همین تصمیم، خطری بزرگ برای او به وجود آورده بود. بنابراین دعوت مردم کوفه عامل اصلی در این نهضت نبود، بلکه عامل فرعی بود. ج) امر به معروف و نهی از منکر این نَصّ فرمایش خود امام علیه السلام است که هنگام خروج از مدینه به محمد بن حنفیه این وصیتنامه را نوشتند : «هذا ما اوصی به الحسین بن علی اخاه محمدا المعروف بابن الحنفیة،.. انّی لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما، انّما خرجت لطلب الاصلاح فی اُمّة جدی، ارید ان آمُرَ بالمعروف و اَنهی عن المنکر و اسیر بسیرة جدّی و ابی علیّ بن ابی طالب علیه السلام » (30). ارزیابی عوامل یاد شده در میان عوامل مزبور، دعوت مردم کوفه، ارزش بسیار ساده و عادی دارد. احتمال موفقیت آن حدود پنجاه درصد و یا کمتر است، که اگر شمار لشکر دشمن بیشتر باشد احتمال موفقیت کمتر خواهد بود.و اما بیعت، ارزش آن نسبت به دعوت بیشتر است، چون نصرت و یاری مردم در کار نبود و ایشان از پذیرش بیعت امتناع فرمود. از این نظر که امام در چنین حالتی به تنهایی و بشخصه در مقابل تقاضای نامشروع یک قدرت بسیار جبار ایستاده است، بدون انصار و اعوان، و مقاومت هم صددرصد خطرناک است، دارای ارزش است. اما امر به معروف و نهی از منکر، ارزش بسیار بالایی دارد؛ زیرا نه متکی به دعوت است و نه تقاضای بیعت. اگر فقط عامل اول مؤثر بود، چنانچه امام را دعوت نمی کردند امام قیام نمی کرد. اگر عامل دوم فقط مؤثر بود، چنانچه حکومت بیعت نمی خواست، امام قیام نمی کرد، اما به موجب عامل سوم، امام حسین علیه السلام یک فرد معترض، منتقد، مثبت، انقلابی و قیام کننده است. شرایط امر به معروف و نهی از منکر از آنجا که این عامل ارزش نهضت امام حسین علیه السلام را بسیار بالا می برد، باید این اصل مهم را بشناسیم که چگونه این اصل آن قدر اهمیت دارد که شخصیتی مثل امام حسین علیه السلام را وادار می کند تا جانش را فدا کند. حسین بن علی علیهماالسلام در راه امر به معروف و نهی از منکر، یعنی در راه اساسی ترین اصلی که ضامن بقای اجتماع اسلامی است، کشته شد؛ اصلی که اگر نباشد جامعه متلاشی شده، از میان می رود. آیات قرآن در این زمینه زیاد است و از جوامع گذشته که یاد می کند، می گوید اینها متلاشی و هلاک شدند؛ زیرا در آنها نیروی اصلاح و امر به معروف و نهی از منکر نبود. اما برخی از شرایط آن :یکی این است که آمر به معروف و ناهی از منکر (یعنی مصلح جامعه بشری) اول باید خود صالح باشد تا بتواند اصلاح کند : «التائبون العابدون الحامدون السائحون الراکعونَ الساجدون الآمرون بالمعروف و الناهونَ عن المنکر» (توبه / 112). آمر به معروف و ناهی از منکر یعنی مصلح. مگر ناصالح می تواند مصلح باشد؟ آنان که اول خود را اصلاح کرده و تربیت و تأدیب نموده اند می توانند مصلح باشند. علی علیه السلام می فرمایند : «مَنْ نصب نفسه للنّاس اِماما فَعَلیه اَنْ یَبْدأَ بتعلیم نَفْسِه قَبْلَ تعلیم غیره وَ مُعَلِّم نَفْسِهِ و مؤدّبها اَحقُّ بالاجلال مِنْ مُعَلّم الناسِ و مؤدّبهم» (31). علی علیه السلام می فرماید : «لَعَن اللّه ُ الآمرین بالمعروف التارکین له و الناهین عن المنکر العاملین به» (32). (33) مراتب و مراحل امر به معروف و نهی از منکر الف هجر و اعراض، به شرطی که اثر مثبت داشته باشد.ب زبانی. پند، نصیحت و ارشاد، چون گاه به خاطر جهل و نادانی و تبلیغات نادرست مرتکب منکری می شود و نیاز به راهنما و مربی برای آگاه سازی دارد. ج مرحله عمل. البته عمل ها هم مختلف است. علی علیه السلام در مورد پیامبر می فرمایند : «طبیبٌ دَوّارٌ بطبّه قد احکم مراهمه و احمی مواسمه» (34). (35) «ایّها الناس من رأی سلطانا جائرا مستحلاً لحرام اللّه ناکثا لعهد اللّه مستأثرا لفی ء اللّه ، متعدّیا لحدود اللّه فلم یُغیّر علیه بقولٍ و لا فعلٍ، کان حقّا علی اللّه ان یدخله مدخله. الا و اِنّ هولاء القوم قد احلّوا حرام اللّه و حرّموا حلاله و استأثروا فیءاللّه ». بنابراین هر کس در این شرایط ساکت بماند مانند آنهاست، آن گاه ایشان فرمان الهی را بر خود تطبیق داده و می فرماید : «و انا احقّ من غیره» (36). (37) ماهیت قیام حسینی از آنچه گذشت، تا اندازه ای ماهیت قیام مقدس حسینی روشن شد. معمولاً افراد در زمان خود شناخته نمی شوند، بلکه پس از درگذشت آنان، ارزش ایشان آشکار می گردد؛ چنان که امام علی علیه السلام می فرماید : «غدا تعرفوننی و یکشف لکم سرائری» (38).امام حسین علیه السلام در پی زنده کردن روش رسول اللّه در شیوه رهبری است؛ یعنی در حادثه عاشورا علاوه بر امر به معروف و نهی از منکر، زنده کردن سیره رسول اللّه را هم می بینیم و آن رهبری جامعه و تعیین رهبری جامعه است. از این رو به هنگام بررسی و تحلیل ماهیت قیام حسینی علیه السلام باید به میزان تأثیر عوامل دخیل در آن توجه کرد. مهم ترین عامل، امر به معروف و نهی از منکر و احیای سیره پیامبر است. عوامل دیگر هر چند دخیل بوده اند، ولی این اندازه اهمیت نداشته اند؛ مانند دعوت مردم کوفه. وظیفه امام در مقابل بیعت، سر باز زدن است، در مقابل دعوت، رفتن است و در مقابل امر به معروف و نهی از منکر، یک مهاجم است. موضوعات دیگر مرحوم استاد شهید مطهری در جلد نخست کتاب حماسه حسینی مطالب زیادی را به مناسبت بحث از سیره و حماسه و قیام امام حسین علیه السلام مطرح نموده است؛ از جمله عنصر تبلیغ در نهضت حسینی (39). در این بخش، موضوعات زیر مورد بررسی قرار گرفته اند : در جلد دوم کتاب نیز استاد مسئله امر به معروف و نهی از منکر را در نهضت حسینی مورد بررسی قرار داده، در همین ارتباط چندین مسئله را به بحث گذاشته اند؛ از جمله : ارزش امر به معروف و نهی از منکر از نظر علمای اسلام (40)، کارنامه ما در امر به معروف و نهی از منکر و گلایه از اینکه کار درخشانی در باره این وظیفه مهم انجام نداده ایم (41). و مبحث شعارهای عاشورا (42)، که در این بحث به دو موضوع پرداخته شده : یکی شعارهایی که امام حسین علیه السلام و اهل بیت و اصحاب ایشان در روز عاشورا ابراز کردند و دیگر شعار بودن عاشورا برای مردم شیعه. در ضمن این بحث از شعارهایی که برخی ابراز کرده و در واقع با روح حماسه حسینی ارتباطی ندارد، انتقاد نموده و گفته اند شعارهای ما در مجالس، در تکیه ها و در دسته ها باید مُحیی باشد نه مخدّر، باید زنده کننده باشد نه بی حس کننده. اگر بی حس کننده باشد نه تنها اجر و پاداشی نخواهیم داشت، بلکه ما را از حسین علیه السلام دور می کند. جلد سوم حماسه حسینی حاوی مطالبی است که استاد شهید به مرور ایام نگاشته اند و هدف از این نگارش یادداشت مطالب مهم جهت مراجعه بعدی یا آمادگی برای سخنرانی بوده است. از این رو کتاب به ده بخش تقسیم شده است : بخش اول : ریشه های تاریخی حادثه کربلا. نوشته های استاد در این بخش متفاوت می باشد، بعضی کوتاه و در چند سطر و بخشی دیگر طولانی در حد یک مقاله است. بخش دوم یادداشتهایی است در باره ماهیت قیام حسینی و عوامل مؤثر در آن، مانند بیعت، دعوت مردم کوفه و امر به معروف و نهی از منکر. تفصیل این یادداشتها در جلد دوم به صورت سخنرانی آمده است. بخش سوم : امام حسین علیه السلام و عیسی مسیح علیه السلام . بخش چهارم یادداشتهایی در باره عنصر امر به معروف و نهی از منکر که در جلد دوم به تفصیل در باره آن بحث شده است. بخش پنجم یادداشتهایی در باره تحریفات در واقعه تاریخی عاشورا (مانند تحریف لفظی، معنوی، عوامل تحریف، تقصیر عوام و وظیفه آنها و وظیفه علما). بخش ششم نقد استاد بر کتاب «حسین وارث آدم» نوشته دکتر علی شریعتی است. استاد نوشته اند : آنچه در این جزوه (حسین وارث آدم) به چشم نمی خورد شخصیت امام حسین علیه السلام و آثار نهضت اوست. مبنای جزوه بر این است که در جامعه طبقاتی همه تلاشها بی حاصل است. انقلابیون تاریخ، وارث آدم یعنی انسان اشتراکی می باشند و قیامشان برای حق بوده و حق یعنی عدالت، برابری و اشتراکیت. امام حسینِ این جزوه همان امام حسینِ مظلوم و محکوم روضه خوانهاست که هیچ نقشی در تاریخ ندارد. بخش هفتم یادداشت حماسه حسینی، بیان مفهوم حماسه و این است که بهترین تعبیر برای قیام عاشورا لفظ حماسه است. بخش هشتم یادداشت عنصر تبلیغ در نهضت حسینی. بخش نهم یادداشتهای پراکنده. بخش دهم حواشی مختصر استاد بر کتاب شهید جاوید. استاد نقدی مستقل بر این کتاب ندارند، بلکه بر چاپ نخست آن حواشی کوتاهی نگاشته اند. گویا استاد تنها تا صفحه 215 آن کتاب را نقد نموده اند؛ اما لابه لای جلد دوم و سوم، با اشاره یا با تصریح به نقد محتوای کتاب شهید جاوید پرداخته اند. -------------------------------------------- پی نوشت ها : 1- چاپ سوم، قم، المراکز العالمی للدراسات الاسلامیة، 1413 ق.2- نعمت اللّه صالحی نجف آبادی، نگاهی به حماسه حسینی استاد مطهری، تهران، 1379. 3- بنگرید به : محمّد اسفندیاری، کتابشناسی تاریخی امام حسین (ع)، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1380، ص 204. 4- حماسه حسینی، ج 1، ص 130-121. 5- مانند خطبه 51 نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام. 6- حماسه حسینی، ج 1، ص 121-113. 7- همان، ص 149-148. 8- همان، ج 3، ص 252-251 و ج 1، ص 13. 9- همان، ج 1، ص 67. 10- همان، ص 57-40. 11- همان، ص 77. 12- همان، ص 78-77. 13- تحف العقول ص، 176؛ اللهوف، ص 33؛ بحارالانوار، ج 44، ص 381. 14- مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 110؛ اللهوف، ص 50؛ بحارالانوار، ج 45، ص 50. 15- تحف العقول، ص 176؛ اللهوف، ص 33؛ بحارالأنوار، ج 44، ص 381. 16- حماسه حسینی، ج 1، ص 48-46 و 80. 17- اصول کافی، ج 1، ص 54؛ سفینة البحار، ج 1، ص 63. 18- بقره / 159. 19- حماسه حسینی، ج 1، ص 104-91. 20- مفاتیح الجنان، زیارت امام حسین علیه السلام در عید فطر و قربان : «اشهد انک قد اقمت الصلاة و آتیت الزکاة و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر...». 21- اللهوف، ص 11؛ فی رحاب ائمة اهل البیت، ج 3، ص 74. 22- مقرّم، مقتل الحسین، ص 156؛ مناقب ابن شهر آشوب، ص 89. 23- حماسه حسینی، ج 1، ص 174-161. 24- شیخ مفید، الارشاد، ص 235؛ مقرّم، مقتل الحسین، ص 280. 25- توبه / 128. 26- حماسه حسینی، ج 1، ص 312-289. 27- مقرّم، مقتل الحسین، ص 146. 28- همان، ص 140. 29- الارشاد، ص 235. 30- خوارزمی، المقتل، ج 1، ص 188. 31- نهج البلاغه، حکمت 70. 32- همان، خطبه 129. 33- اصول کافی، ج 1، ص 46. 34- نهج البلاغه، خطبه 107. 35- مقتل خوارزمی، ج 1، ص 188؛ تحف العقول، ص 245. 36- تاریخ طبری، ج 4، ص 304. 37- حماسه حسینی، ج 2، ص 149-13. 38- نهج البلاغه، خطبه 147. 39- حماسه حسینی، ج 1، ص 285-185 و 365-341. 40- همان، ج 2، ص 119. 41- همان، ص 153. 42- همان، ص 207. |+| نوشته شده توسط رامین چرومی در یکشنبه بیست و ششم تیر 1390 و ساعت 18:10 |
|
||||||||||||||||||||||||||||


